ژيرويدو ميگويد: متن و نوشته ( نمايشنامه يا فيلم نامه) شبيه ظرف سفالی نپخته ای است ، تا زمانی که در معرض آتش کوره قرار نگيرد، رنگ و شکل نهايي آن قابل تشخيص نيست.»
همه کسانی که به نوعی با هنر های نمايشی در گير و دخيل هستند ، بسيج می شوند برای عرضه فکر و انديشه ای که بتواند جمع بيشتری را ترغيب به ديدن نموده و بر آنها تاثير بگذارند.
درام هنری اجتماعی است و پويا. که در هنگام واکنش تماشگر نسبت به آن مورد تجربه قرار می گيرد. درک آن مثل نقاشی ، شعر يا معماری در سکوت و تعمق و يا آشنايي تدريجی با اثر امکانپذير نيست.تجربه درام همانند زندگی ناپايدار و لحظه به لحظه در حال دگرگونی است.
برای تاثير گذاریيک اثر مهمترين بخشی که مورد نظر عوامل دارم است، ايجاد «توجه» در تماشگر است .
تماشگر وقتی وارد سالن نمايش می شود، می خواهد توجه خود را آزادانه در اختيار اثر قرار دهد. اما اگر اثر مورد نظر در هر زمينه از هنرهای نمايشی يا درام (تئاتر ، سينماويا تلويزيون) خسته کننده و ملال آور باشد يا بصورتی يکنواخت ادامه يابد، يا به عبارت ديگر توجه او را جلب نکند، تماشگر راه گريز به تخيلا ت خود را می يابد و اثر هيچگونه تاثيری بر وی نمی گذارد.
دو نوع « توجه » در تماشگر وجود دارد : الف_ داوطلبانه ب_ غير داوطلبانه
در نوع اول تماشگر از روی خواست شخصی چشم و گوش خود را در اختيار ما می گذارد، ولی در نوع دوم با تحريک احساسات در لحظه ما تماشگر در اختيار می گيريم و اين اتفاق در صورتی رخ می دهد که از کليه امکانات هنر های نمايشی به نحوه احسن سود برده و کليه عوامل تحريک پذير و جلب توجه کننده اين هنر در اختيار داشته باشيم.
اصطلاحی در هنر های نمايش هست به نام « همذات پنداری» . هنگامی که در تبادل تماشگر با اثر ، يک خط ارتباطی درست ايجاد می شودو هر لحظه جريان نمايش تماشگر را در اختيار گرفته و همراه خود به آفاق تخيل اثر ببرد، اين امر اتفاق می افتد.
حال مسئله اي را که نمی توان از نظر دور داشت ،گوناگونی قشر ها و آدم ها با يکديگر به عنوان تماشگر است و امری که هنر نمايش را نسبت به ديگر گونه های هنری متمايز می کند همين تنوع در مخاطب و ايجاد يک هماهنگی جمعی در عين پايبندی به تفکر كه عنوان شالوده هنری است.
راضی نگاه داشتن خيل عظيم تماشگران يک اثر با توجه به خاستگاه های متفاوت اجتماعی کاری بسيار دشوار است و شايد حتی ناممکن و لی آنچه که صاحبان آثار نمايشی در پی انند آنند ايجاد درآمی است که بتواند جمعی بيشتر رابه عنوان تماشگر در زير مجوعه خود داشته باشد.
در درام هدف تماشگر است.معماری سالن ، نوشته ، و اجراف همگی تماشگر را به شرکت فعال و همراه در حرکت و روند اجرا دعوت و ترغيب می کند.
با توجه به همه آنچه که گفته شد، توجه شما را به يک نکته مهم و زير بنايي در رابطه ی با تماشگر جلب می کنم. به دام جلب تماشگر به هر شکل ممکن افتادن و ايجاد شرايط که تعداد بيشتری را ترغيب به ديدن يک اثر نمايند و محيطی کاملا سرگرم کننده بدون ايجاد تفکر در تماشگر ، همان بلائی است که اثار امروز ما تا حدود زيادی به آن دچار شده اند.
|